قرار نبود اینگونه به زیارت بروی&#۸۲۳۰;

6094830

“`json
{
“title”: “زیارت تلخ”,
“content”: “

قرار نبود اینگونه به زیارت بروی…

n

خبررسان، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: سفرهای زیارتی یک پدر قرار نبود این‌گونه رقم بخورد.

n

پدر می‌خواست دخترش را روی شانه‌هایش بنشاند، گنبدهای طلایی را به او نشان بدهد و از میان جمعیت سرک بکشند. می‌خواست در کنار ضریح، خاطراتی برای دخترش بسازد.

n

اما حالا…

n

پدر به جای دخترش، تابوت کوچکش را همراهی می‌کند. از مصلی تهران تا نجف، از نجف تا کربلا، از کنار ضریح حضرت عباس(ع) تا حرم امام حسین(ع) و حالا در مشهد؛ هر منزل، آخرین وداعی است که انگار تمام نمی‌شود.

n

در سایت خبری خبررسان آخرین اخبارحوادث,سیاسی,فرهنگ وهنر,اقتصاد و تکنولوژی,دفاعی,ورزشی,ایران,جهان را بخوانید.

پدر گاهی به تابوت کوچک نگاه می‌کند و همان جایی را می‌بیند که باید جای خنده‌های کودکانه باشد. گاهی سکوت می‌کند؛ سکوتی که از هزار گریه سنگین‌تر است.

n

این روزها محرم است. ماهی که نام حضرت علی‌اصغر(ع) و حضرت رقیه(س) دل‌ها را می‌لرزاند. دیدن تابوت کوچک یک دختر چهارده‌ماهه، این‌همه جان آدم را می‌فشارد؛ چون داغ کودک، هر زمان که باشد، بوی کربلا می‌دهد.

n

پدرها معمولاً کودکان را در آغوش می‌گیرند تا به ضریح نزدیک شوند. کودک سرش را روی شانه پدر می‌گذارد و پدر آرام چیزی در گوشش می‌گوید. اما این بار، آغوش جای خود را به وداع داده است.

n

nn

n

آخرین سفر، بی‌صدای خنده

n

کودکان سفر را دوست دارند. برای آن‌ها مهم نیست مقصد کجاست؛ همین که کنار پدر باشند، دنیا برایشان امن است. اما حالا…

n

هیچ سؤالی در کار نیست. هیچ خنده‌ای نیست. فقط سکوت است. سکوتی که گاهی از صدای هزار نفر بلندتر شنیده می‌شود.

n

پدر، کنار تابوت کوچک می‌ایستد. دستش را روی چوب سرد آن می‌گذارد؛ همان دستی که باید موهای دختر را نوازش می‌کرد.

n

محرم؛ وقتی داغ کودک، رنگ دیگری می‌گیرد

n

محرم که می‌آید، دل‌ها زودتر می‌شکنند. کافی است نگاهت به گهواره‌ای خالی بیفتد یا صدای لالایی مادری را بشنوی تا نام حضرت علی‌اصغر(ع) در دلت زنده شود.

n

n6094831n

n

زیارتی که جای آغوش را گرفت

n

پدرها معمولاً کودکان را در آغوش می‌گیرند تا به ضریح نزدیک شوند. اما این بار، آغوش جای خود را به وداع داده است. پدر، به جای آنکه دخترش را بلند کند تا گنبد را ببیند، تابوت کوچکش را همراهی می‌کند.

n

هر قدم، خاطره‌ای را زنده می‌کند. هر سلام، بغضی را تازه‌تر. هر دعا، جای خالی یک «بابا» را بلندتر در دلش تکرار می‌کند.

n

n6094832n

n

گاهی سنگین‌ترین بار دنیا، سبک‌ترین تابوت است

n

تابوت کودک، وزن زیادی ندارد. اما هیچ باری، سنگین‌تر از آن نیست. پدر این را خوب می‌فهمد.

n”
}
“`