قدرت اقتصادی پیشِ امنیتِ درونی و پایدار می‌رود

قدرت اقتصادی مبنای امنیت درونی پایدار

به گزارش خبررسان، سیاست‌مدار، اقتصاددان و دیپلمات ایرانی محمدحسین عادلی در همایش «خلیج فارس در پرتو تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی» که صبح روز پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت در موسسه اطلاعات برگزار شد، سخنرانی کرد. در این جلسه کمال خرازی، رئیس شورای راهبردی روابط خارجی، و محمدجواد ظریف، وزیر سابق امور خارجه، نیز حضور داشتند.

عزت نفس، وقتی فقر جامعه را بگیرد، کاهش می‌یابد

عادلی اقتصاد را از مباحث مغفول در استراتژی‌های قبلی کشور توصیف کرد و افزود: گفتگوهای امروز ما اگرچه مهم‌اند، اما برای مردم مباحث انتزاعی و غیرملموس محسوب می‌شوند. در جهان امروزی الگویی مسلم شده که تمام کشورها در پی دستیابی به آن هستند: امنیت درونی و پایدار از طریق شکل‌گیری قدرت اقتصادی حاصل می‌شود. درونی‌گرایی صرفاً حس قدرت یا داشتن ذهن و روح بلند با تکیه بر تعالیم ایدئولوژیک و پیشینه تمدنی نیست. عزت نفس و ارزش اخلاقی وقتی فقر جامعه را فراگیرد، دچار افت می‌شود و این موضوع به یک توانایی تبدیل شده که همه از آن آگاه‌اند.

او در بررسی مسیر طی شده کشورهای حاشیه خلیج فارس بیان کرد: جمعیت این شش کشور ۵۷ میلیون نفر است و آن‌ها سی درصد ذخایر نفت و بیست درصد ذخایر گاز جهان را در اختیار دارند. از ۱۰۱ میلیون بشکه تقاضای جهانی نفت، نزدیک به ۱۵ میلیون بشکه توسط این کشورها تامین می‌شود که سهم بسیار بالایی است. تولید ناخالص داخلی این کشورها حدود ۲ هزار و ۹۰۰ میلیارد دلار بوده که ۲ درصد تولید ناخالص جهانی و تجارت آن‌ها ۸ درصد کل تجارت جهان را تشکیل می‌دهد.

برای تحلیل مسیر این کشورها باید سه مقطع تاریخی را مورد بررسی قرار داد: مقطع اول از زمان انقلاب اسلامی در ایران تا پایان جنگ تحمیلی، مقطع دوم از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۵ که دوره رشد اقتصادی ایران محسوب می‌شود (۱۸ سال رشد مداوم با نوسانات در دوران سازندگی و اصلاحات)، و مقطع سوم دوره تحریم‌ها علیه ایران از سال ۱۳۸۶ تا به امروز.

این استاد دانشگاه در مورد عملکرد کشورهای حاشیه خلیج فارس در دوران جنگ ایران و عراق گفت: در آن مقطع تولید ناخالص داخلی این کشورها ۲۵۳ میلیارد دلار بود. در این دوره آن‌ها ۳۲ درصد رشد منفی ثبت کردند و ضررهای بدتری از ایران متحمل شدند؛ پیامی برای تمام کشورها که اگر جنگی رخ دهد همه دچار損害 خواهند شد. وقتی از یک کشور بزرگ در منطقه عقب می‌ماند، سایر کشورها نیز فرصت‌های خود را از دست می‌دهند.

عودلی مهم‌ترین علت این شرایط را چنین تشریح کرد: در آن مقطع آمریکا و قدرت‌های بزرگ خواهان کاهش قیمت نفت بودند و در نتیجه قیمت نفت و تولید ناخالص داخلی این کشورها کاهش یافت. عربستان سعودی در آن دوران منفی ۴۲ درصد، امارات متحده عربی منفی ۲۲ درصد، بحرین منفی ۱۹ درصد رشد داشتند، هرچند رشد عمان مثبت بود اما به طور میانگین رشد این کشورها منفی ۳.۲ درصد بود.

او افزود: در دوره دوم که با رشد ایران هم‌پوشانی داشت، کشورهای حاشیه خلیج فارس تا سال ۲۰۰۰ نزدیک به ۶۴ درصد و تا سال ۲۰۰۵ حدود ۲۹۰ درصد رشد کردند؛ یعنی در دوران رشد ایران آن‌ها نیز رشد یافتند. در دوره سوم که دوره تحریم ایران بوده، رشد آن‌ها ۲۰۰ درصد بوده است. بیشترین رشد این کشورها بین سال ۱۹۹۰ (پس از پایان جنگ ایران) تا ۲۰۰۶ (پایان دوران اصلاحات و رشد ایران) ثبت شده است.

در سایت خبری خبررسان آخرین اخبارحوادث,سیاسی,فرهنگ وهنر,اقتصاد و تکنولوژی,دفاعی,ورزشی,ایران,جهان را بخوانید.

این دیپلمات با اشاره به دلالت این آمارها گفت: رشد اقتصادی این کشورها در سه دوره جنگ: منفی، سازندگی ایران: رشد بالا، تحریم ایران: رشد کمتر بوده است. رشد این کشورها، به استثنای امارات که بر تورسم و هاب تجاری تمرکز کرده، مبتنی بر نفت و گاز است. رشد قطر نیز از سال ۲۰۰۰ به بعد بر اساس سرمایه‌گذاری‌های خارجی برای استخراج و صادرات گاز شکل گرفته است.

او تصریح کرد: با وجود نفت‌خیز بودن، بدون سرمایه‌گذاری خارجی نمی‌توانستند رشد کنند. سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی تنها پول نمی‌آورد، بلکه فناوری، فرآیندهای کاری و مدیریت را نیز به داخل کشور می‌کشاند. در سال ۲۰۲۳ این کشورها ۶۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی جذب کردند که بیشترین سهم مربوط به عربستان سعودی با ۳۰ میلیارد دلار و امارات با ۲۲ میلیارد دلار است. امروز مجموع صندوق‌های ذخیره ملی این کشورها به ۵ هزار میلیارد دلار رسیده که بیشترین آن مربوط به امارات متحده عربی و سپس عربستان سعودی و کویت (به عنوان مبدع این صندوق) است.

عودلی در ادامه به گرایش‌های اقتصادی عربستان سعودی پرداخت: بیشترین واردات عربستان از آمریکا نظامی و از اروپا بهداشتی، دارویی و ماشین‌آلات است، در حالی که نیازهای دیگر را از شرق تامین می‌کند. مفهوم واقعی «نگاه به شرق» محقق شده و ۶۳ درصد واردات این کشور از آسیا، ۱۵ درصد از آمریکا و اروپا است. ۱۵ درصد واردات امارات از چین، ۱۴ درصد از هند و ۱۰ درصد از عربستان سعودی است. میزان واردات امارات از آسیا ۴۸ درصد و از آمریکا و اروپا ۱۸ درصد است. ۳۵ درصد تجارت قطر با آسیا و ۱۶ درصد با آمریکا و اروپا برقرار است و تمام این کشورها سطح تجارتی بالاتری با آسیا دارند.

با اشاره به اینکه ۷۰ درصد صادرات گاز کشورهای حاشیه خلیج فارس به آسیا می‌رود، او گفت: این نشان می‌دهد که Countries این منطقه روابط استراتژیک با آسیا دارند. ۲۰ درصد این صادرات به چین، ۱۵ درصد به هند، ۱۵ درصد به ژاپن، ۱۰ درصد به کره جنوبی و ۱۰ درصد به سایر کشورها می‌رود. صادرات به اروپا ۱۱ درصد و به آمریکا ۵ درصد است.

کشورهای حاشیه خلیج فارس به تحول قدرت‌های جهانی آگاه شده‌اند

این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه کشورهای حاشیه خلیج فارس به تحول قدرت‌های جهانی آگاه شده‌اند، اظهار داشت: این تحول یک قدرت پایدار اقتصادی است و آن‌ها آن را به خوبی درک کرده‌اند. همه این کشورها برای افق زمانی مشخصی برنامه و چشم‌انداز اختصاصی دارند و استراتژی آینده آن‌ها دو گانه است: بخشی بر نفت، گاز و انرژی‌های فسیلی تمرکز دارد و بخش دیگر در پی گسترش انرژی‌های تجدیدپذیر و تنوع‌بخشی به اقتصاد است، در حالی که آن‌ها همچنان برنامه‌های توسعه میدان‌های نفتی و گازی خود را پیش می‌برند.

عادلی ادامه داد: کشورهای منطقه در حالی ظرفیت‌های نفت و گاز خود را ارتقا می‌دهند که در ایران با شعار تنوع‌بخشی به اقتصاد، از نفت و تولید و استخراج آن بی‌توجهی می‌شود. بزرگترین خطری که نفت ایران را تهدید می‌کند، کاهش سختی و افت تولید به نصف در پالایشگاه پارس جنوبی است که ۷۰ درصد تولید گاز روزانه (۷۰۰ میلیون مترمکعب) را تامین می‌کند.

وی با اشاره به برنامه‌های جدید کشورهای حاشیه خلیج فارس در حوزه انرژی گفت: آن‌ها با شعار کربن‌کم در صدد تولید و صادرات هیدروژن سبز و آبی هستند. این کشورها سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای در حوزه پتروشیمی دارند و چین در امارات سرمایه‌گذاری کلان در این بخش انجام داده است. کشورهای حاشیه خلیج فارس در پی تامین ۳۰ درصد انرژی خود از طریق انرژی‌های تجدیدپذیر هستند و عربستان سعودی ۵ هزار و ۲۰۰ مگاوات برق خورشیدی تولید می‌کند و قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ آن را به ۴۲ هزار مگاوات ارتقا دهد.

اگر به دنبال امنیت درونی هستیم، باید قدرت اقتصادی را افزایش دهیم

این دیپلمات ارشد وزارت امور خارجه با تاکید بر اهمیت آسیب‌شناسی گذشته، گفت: باید بدانیم که از کجا ضربه خورده‌ایم و در تولید ناخالص داخلی از کشور همسایه عقب مانده‌ایم. اگر در پی داشتن امنیت درونی هستیم، باید قدرت اقتصادی را افزایش دهیم، بر پای خود بایستیم و این الگویی است که تمام کشورها دنبال خواهند کرد.

عودلی با اشاره به اینکه اکنون آمریکا به شدت نیازمند گفتگو و مذاکره با ایران است، افزود: اگر ما از این فرصت بهره ببریم، راه ما به منطقه باز خواهد شد. ایران باید با عربستان سعودی هم پیمان جامع ببندد. این کشورها با تعداد زیادی از قدرت‌های جهانی پیمان‌های تجاری مهم دارند و ما باید با آن‌ها سرمایه‌گذاری مستقیم внешنۀ را آغاز کنیم؛ بهترین نمونه می‌تواند سرمایه‌گذاری عربستان در انرژی‌های تجدیدپذیر ایران باشد. ایران باید برقراری و احداث خطوط انرژی شامل برق و گاز را با این کشورها در اولویت قرار دهد و از رقابت موجود بین آن‌ها به نفع خود بهره‌برداری کند.

او همچنین گفت: می‌توان از مصر و عربستان برای ایستادگی در برابر اسرائیل حمایت کرد. اگر بتوانیم مذاکرات با آمریکا را همگام با مذاکرات با عربستان، امارات و سایر کشورهای منطقه پیش ببریم، می‌توانیم رشد اقتصادی خود را به منطقه پیوند دهیم. نکته حساس این منطقه رشد اقتصادی آن است و این کشورها عازم هستند که در سال ۲۰۳۰ به رشد اقتصادی بالا برسند و این رشد با رشد ایران گره خورده است؛ بنابراین باید پیوندهای اقتصادی با این کشورها را تقویت کنیم و به گونه‌ای حرکت کنیم که رژیم اسرائیل به عنوان بازیگر مخرب منطقه معرفی شود.

منبع: ایرنا