داستان جذابی به روایت «کوزتهای دهه شصت»_خبررسان
به گزارش خبررسان، تازهترین اثر نشر معارف با نگاهی طنزآمیز و نوستالژیک به دهه ۱۳۴۰ خورشیدی در دسترس مخاطبان قرار گرفته است. مریم ابراهیمی شهرآباد در کتاب «کوزتهای دهه شصت» با بهرهگیری از فضایی عاشقانه و خاطرهانگیز، روایتی داستانی از سبک زندگی، روابط خانوادگی و چالشهای آن دوران ارائه میدهد. نویسنده در طول روایت به مقایسه دو نسلِ متمایز – نمادهای دهه ۶۰ و ۹۰ – میپردازد و به طور ضمنی به روشهای تربیتی رایج در آن سالها اشاره دارد. واژه «کوزت» نماد فردی است که در شرایط سختکوشانه و با کمبودها بزرگ شده؛ کودکانی که در سایه جنگ متولد شدند و تربیتِ سختگیرانه خانوادهها را تجربه کردند. با وجود آن، خاطره آن روزگار به سبب محبت، صمیمیت و صداقتی که در جامعه حاکم بود، اکنون به یکی از لحظات پرشور و دلنشین تبدیل شده و آثار فرهنگی و اکسسوریهای مرتبط با آن دوره نیز acog گستردهای یافتهاند.
طنز همواره پیوند مستقیمی با واقعیتهای اجتماعی و سیاسی دارد و بیش از هر روش دیگری میتواند مخاطب را به تفکر در مورد معضلات موجود وا دارد. «کوزتهای دهه شصت» دو نسل ایرانی را در برابر هم قرار میدهد. شخصیتهای اصلی به گونهای پردازش شدهاند که تضادها، شباهتها، ارزشها و انتصارات آنان به وضوح عکس شوند. نفیسه، مادری چهل ساله با تحصیلات دانشگاهی از خانواده پرجمعیت دهه ۶۰، اکنون مادر دو فرزند – سارای ۱۸ ساله و کیای ۶ ساله – است. دغدغههای این مادر و چالشهای او با فرزندان، خاطرات دهه ۶۰ را در ذهن زنده نگه داشته است و او آن خاطرات را برای دخترش روایت میکند.
🔗 بیشتر بخوانید: روایت جلیل شعبانی از الزام ساخت فیلم درمورد دفاع مقدس_خبررسان
سارا دختری پرانرژی و شوخطبع است که ماجراهای زندگی خود را با دوران نوجوانی مادر مقایسه میکند و حتی در لحظات خشم مادر، از او میخواهد که خاطرات گذشته را بازگو کند. سارا نه از خشم مادر میهراسد و نه دلخور میشود؛ او عاشق فضایی است که مادر در آن رشد کرده. اگرچه سارا صمیمیت دهه ۶۰ را به طور مستقیم تجربه نکرده، اما با شنیدن خاطرات مادر آن لحظات شیرین را در اذهان مجسم میکند و از آنها لذت میبرد. رابطه مادر و دختر دوستانه است؛ نفیسه مادری سختگیر نیست و سارا هم فرزند چموشی نیست. در نهایت، سادگی و صمیمیت، موقعیتهای خشم را به طنز تبدیل کرده و خندهای را بر لب مخاطب مینشانند.
در حقیقت، مقصد نویسنده بیان این نکته است که اگرچه دهه ۹۰ دهۀ پیشرفت تکنولوژی، ارتباطات مجازی، گسترش شبکههای اجتماعی و ظهور هوش مصنوعی است، اما لذت زندگی در دهه ۶۰ – با تمام مشکلات اقتصادی، تحریمها و فقدان امکانات رفاهی پس از جنگ – آرزوی نوجوانان دهه ۸۰ و ۹۰ است. زندگی در محلههای کهن، خانههای ویلایی با حیاطهای وسیع، خانوادههای پرجمعیت و شلوغ، بازی با همسایهها، خندهها و شبنشینیهای شیرین، لذتی است که در مجتمعهای مسکونی مدرن، خانوادههای تکفرزندی و ارتباطات مجازی هرگز قابل دستیابی نیست.
🔗 بیشتر بخوانید: «مدرسه اعجاز سخن»؛ نمایش رادیویی برای پاسداشت مقام معلم
ابراهیمی تصویری از دوران شیرین اما سخت دهه ۶۰ را ترسیم میکند. نوجوانان و جوانان آن روزگار، با وجود کمبودها و بحرانهای اقتصادی، هرگز دچار یاس و افسردگی نشدند. سختکوشی، تلاش، تحصیل، امیدواری و نشاط از ویژگیهای بارز آن نسل بودند که در این کتاب با زبانی طنزآمیز به تصویر کشیده شدهاند.
مسئلهای که در لایههای پنهان داستان پرداخته شده، احترام به والدین و اطاعت از آنهاست. نوجوانان دهه ۶۰، علیرغم سختگیریها و گاهی تنبیههای والدین، حرمت بزرگ را حفظ میکردند و همواره از آنان اطاعت میکردند؛ موضوعی که در جامعه کودکمحور امروز کمتر مورد توجه قرار میگیرد. فرزندان آن دهه، کمتوقع بودند، با حداقل امکانات میساختند، به قوانین خانواده پایبند بودند و به معلمان و بزرگتران احترام میگذاشتند، در حالی که شاد و سرزندگی بودند. مرور خاطرات آن نسل، نه تنها برای خودشان شیرین است، بلکه میتواند برای نوجوانان امروز نیز الگو و الهامبخش باشد. داستان، اگرچه طنزآمیز است، اما خواننده را به تأمل و تفکر در این پرسش میاندازد که چرا در اوج مشکلات و فقدان امکانات، طعم شادیها واقعی بود و خندهها از ته دل برمیخندید.
🔗 بیشتر بخوانید: اولین مستند فارسی زبان درمورد “کی پاپ” را ساختیم_خبررسان
نویسنده میگوید: «مقایسه نسل دهه ۸۰ و ۹۰ با نسل دهه ۶۰، یکی از دغدغههای ذهنی من بود که خواستارم به زبان طنز بیان کنم. سبک زندگی (خانه ویلایی در برابر مجتمع مسکونی)، معماری، تبدیل ارتباطات واقعی به مجازی، نوع تحصیل بهویژه در دوران کرونا، تعداد فرزندان، فضای مجازی، آرایش و پوشش، نگهداری حیوانات وحشی در خانه، رابطه با همسایه، فامیل، معلم، فضای مدرسه و خانه، روش برخورد معلم با شاگرد و بالعکس، ابزارهای آموزشی، علایق نوجوانان، وسایل بازی، خواستهها، مراسم خواستگاری و ازدواج و … همه مواردی بودند که جنبه طنزآمیز داشتند و میخواستم فرصتی پیدا کنم تا در قالب داستانی به مقایسه این موارد در دو نسل بپردازم.»
هرچند مخاطب اصلی «کوزتهای دهه شصت» نوجوانان و جوانان معرفی شده، اما کتاب برای نوجوانان نیز خواندنی است و فرصتی فراهم میکند تا به زندگی والدین خود نزدیکتر شوند. در فضایی که بازار نشر نوجوان پر از آثار ترجمهشدهی فاقد تناسب با فرهنگ ایرانی-اسلامی است، این اثر میتواند نویدبخش تولد اثری متفاوت و الهامبخش باشد.
در بخشی از کتاب میخوانیم: مaman اجازه داد بنشینیم کارتون ببینیم که سر و کلهی علیرضا آشکار شد. جای هرکس را مشخص کرد همین که آلارم برنامه کودک صدا کرد و خانم رضایی در قاب تلویزیون ظاهر شد، سلام کرده نکرده بلافاصله گفت: «با شما آره خودِ خود شما…» که من و فهیمه و محمدرضا و فاطی با هم گفتیم: «ای بابا، بخدا عقبیم».
علیرضا اعتراض ما را دید، هم تیمیاش را برای پشتیبانی صدا زد. مaman زیر کرسی نیمهخواب بود و احمدرضا هم کنارش بیهوش شده بود. مaman از اینکه برای امر مهمی در مقام قضاوت قرار گرفته، از همان زیر کرسی بدون نگاه کردن به صحنه حق را به خانم رضایی و علیرضا داد: «بخینید، برید عقب، کلهبیلید.»… .
نشر معارف این کتاب را در ۱۸۰ صفحه و به قیمت ۱۴۵ هزار تومان در اختیار علاقهمندان قرار داده است.
انتهای مطلب