انتشار شعر «پدر» محمدمهدی سیار در سوگ آقای شهید ایران
به گزارش خبررسان، شعر «پدر» یکی از最新ترین سروده های محمدمهدی سیار شاعر پرآوازه کشور در سوگ رهبر شهید انقلاب اسلامی است.
این شعر در سوگ بزرگترین شهید ایران به زبان شعر و اندیشهای به چالش میکشد که هر کس میتواند به آن متصل شود.
متن این شعر به این شرح است:
من با این یتیمی آه زدم، از آن مهربانی که تو را از دست دادم
من با این یتیمی گریه کردم، از آن عشق قدیمی که حالا رفته است…
من با این یتیم، با این دل شکستن و این دل شکسته
من با این یتیمی که تو را از دست دادم…
تو در این عالم، در این جهان، برای ما بودی و حالا نیستی
تو در این دنیا، در این جهان، با ما بودی و حالا نیستی
من با این یتیمی، با این دل شکسته و این دل شکسته
من با این یتیمی که تو را از دست دادم…
تو در این عالم، در این جهان، برای ما بودی و حالا نیستی…!
من با این یتیمی، با این دل شکسته و این دل شکسته…
من با این یتیمی که تو را از دست دادم…
آقای ما شوق شهادت داشت در دل
لبتشنه، رؤیای زیارت داشت در دل
ذکر قنوت دست جانبازش همین بود
نجوای «واجعلنا من المستشهدین» بود
آقای ما اهل مناجات سحر بود
همراز اشک دیده و خون جگر بود
در روضهها اسم شهادت تا میآمد
در چشمهای او چه اشکی حلقه میزد
میدیدم از این عشق دیرین اشک میریخت
در حسرت این شور شیرین اشک میریخت
با خانواده پر کشیدن را طلب داشت
عمری «بنفسی انت و أهلی» به لب داشت
الله اکبر این دعا، این استجابت
الله اکبر از شکوه این شهادت
این خانواده روضهدار دوست بودند
این روزهداران بیقرار دوست بودند
با «یا حسین» این خانواده پا گرفتند
حاجات خود از روضه زهرا گرفتند
خُدّام گمنام حسین و خاندانش
دلهایشان دریای عشق بیکرانش
ما عشقِ «مصباحالهدی» را دیده بودیم
آن سوزها و گریهها را دیده بودیم
آن نور و آن صدق و صفا دل برد از ما
اخلاص «مصباحالهدی» دل برد از ما
مصباح ما! تو لایق پرواز بودی
با «راهکارِ اشک» معبر را گشودی
این بار هم آتش به خیمهگاه افتاد
اهل حرم بودند و آتش راه افتاد
آل یزید این بار هم نامرد بودند
بر خیمهی آل علی آتش گشودند
افتاد از نو شعله بر باغ و بهاری
شد غرقه در خون باز طفل شیرخواری
آقای ما جنگید و آخر جانفدا شد
او کربلایی بود و عالم کربلا شد
با پرچم خونخواهیاش برخاست ملت
از بعثت این خون شده مبعوث امت
ما تا نفس داریم نذر این قیامیم
شمشیرهای بینیام انتقامیم
ای شیعیان خونخواهیاش بر ذمّهی ماست
با «یا لثاراتِ الولی» باید به پاخاست
ما جانفدایان یکدلیم و یکصداییم
بعد از علی، همعهد سید مجتباییم
بار امانت از زمین برداشت این مرد
خود را نشان تیرهای دشمنان کرد
داغ پدر دید و به ابرو خم نیاورد
کشتند یارش را، ولی او کم نیاورد
گر جان بخواهد ما دریغ از جان نداریم
آقا! چه میدان، چه خیابان، پای کاریم
این شعر یک لحن غمگینی دارد که هر کس در سوگ شهید ایران را با آن مرتبط است. شعر از زبان کسی صحبت میکند که در سوگ شهید ایران است و نمیتواند به زندگی ادامه دهد.