ضرورت تغییر رویکرد در مدیریت بحران آب تهران
یادداشت مهمان؛ سیدحسن مهدویفر
امروزه بحران آب در تهران به یکی از چالشهای جدی و اساسی تبدیل شده است؛ چالشی که فراتر از یک مشکل فنی یا محدود به حوزه خدماترسانی است و به یکی از مهمترین مسائل حکمرانی شهری، امنیت زیستی و توسعه پایدار بدل شده است.
کاهش بارندگیها، افت سطح منابع آب زیرزمینی، رشد جمعیت و افزایش تقاضا برای آب، همگی دست به دست هم دادهاند تا مدیریت منابع آب به یکی از پیچیدهترین عرصههای تصمیمگیری در کشور تبدیل شود.
در این میان، نقش مدیران ارشد شرکت آب و فاضلاب استان تهران بسیار حائز اهمیت است. آنها در خط مقدم مدیریت یکی از راهبردیترین سرمایههای کشور قرار دارند و باید همزمان نقش رهبر سازمانی، مدیر بحران، تصمیمساز و تسهیلگر مشارکت اجتماعی را ایفا کنند.
تجربههای گذشته نشان داده است که در بحرانهای ملی، کیفیت مدیریت و نحوه تعامل با جامعه به اندازه امکانات و زیرساختها در موفقیت سازمان نقش دارد.
اولین گام در مدیریت موفق، اعتمادسازی از طریق شفافیت است. هر چه مردم از وضعیت واقعی منابع آب، محدودیتها، برنامههای مدیریت مصرف و اقدامات انجامشده آگاهتر باشند، همراهی آنها نیز افزایش خواهد یافت.
اطلاعرسانی مستمر، صادقانه و امیدبخش میتواند سرمایه اجتماعی سازمان را تقویت کرده و مشارکت شهروندان را به سرمایهای ارزشمند برای عبور از تنش آبی تبدیل کند.
گام دوم، تغییر رویکرد از مدیریت عرضه به مدیریت تقاضا است. امروزه مدیریت پایدار آب بیش از آنکه به توسعه منابع جدید وابسته باشد، به ارتقای بهرهوری، اصلاح الگوی مصرف و مسئولیتپذیری اجتماعی وابسته است.
در این مسیر، نقش خبررسان، مراکز آموزشی، دانشگاهها، مساجد، سازمانهای مردمنهاد و نخبگان، مکمل اقدامات فنی شرکت آب و فاضلاب خواهد بود و میتواند فرهنگ مصرف بهینه را به یک مطالبه عمومی تبدیل کند.
اصل سوم، مدیریت میدانی و حضور مؤثر در صحنه است. حضور مدیران در کنار کارکنان عملیاتی، بازدید مستمر از تأسیسات، خطوط انتقال، مخازن و مناطق دارای تنش آبی، علاوه بر افزایش سرعت تصمیمگیری، روحیه کارکنان را تقویت کرده و اعتماد عمومی را نیز افزایش میدهد.
چهارمین اصل، تصمیمگیری مبتنی بر دانش، داده و آیندهنگری است. بهرهگیری از سامانههای هوشمند، تحلیل الگوهای مصرف، پیشبینی شرایط اقلیمی و استفاده از فناوریهای نوین، امکان مدیریت پیشگیرانه را فراهم میکند.
همافزایی بین دستگاههای اجرایی نیز ضرورتی انکارناپذیر است. مدیریت آب، مسئولیتی فرابخشی است و همکاری استانداری، شهرداریها، دستگاههای اجرایی، خبررسان، بخش خصوصی و نهادهای مدنی، نقش تعیینکنندهای در موفقیت برنامههای مدیریت مصرف دارد.
سرمایه انسانی بزرگترین پشتوانه صنعت آب است. حمایت از کارکنان، تقویت انگیزه، بهرهگیری از ظرفیت متخصصان و ایجاد فضای مشارکت در تصمیمگیری، ضامن افزایش تابآوری سازمان در شرایط بحرانی خواهد بود.
بیتردید مدیریت شرکت آب و فاضلاب استان تهران در سالهای اخیر، همزمان با کاهش منابع آبی و افزایش تقاضا، تلاش کرده است با اجرای پروژههای زیرساختی، توسعه مدیریت هوشمند، کاهش هدررفت آب، اصلاح شبکهها و ترویج فرهنگ مصرف بهینه، پایداری خدمات را حفظ کند.
در نهایت باید پذیرفت که مهمترین سرمایه مدیران در مدیریت بحران آب، اعتماد عمومی است. هر اندازه این سرمایه ارزشمند تقویت شود، همراهی مردم نیز افزایش خواهد یافت و مدیریت بحران با هزینهای کمتر و اثربخشی بیشتر امکانپذیر خواهد شد.
آینده مدیریت آب تهران، بیش از هر چیز، به تقویت همین سرمایه گرانبها وابسته است.