چراغیپور بازیگر سینما باید کل فیلمنامه را پیش از دوربین بشناسد

چراغیپور بازیگر سینما باید کل فیلمنامه را پیش از دوربین بشناسد

چراغیپور بازیگر سینما باید کل فیلمنامه را پیش از دوربین بشناسد, سیاوش چراغیپور در کارگاه سی و هشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان، بازیگری را فرآیند خلق شخصیت در موقعیتهای گوناگون توصیف کرد.

وی تفاوت مدیومها را در نحوه مواجهه بازیگر با مخاطب و الزامات تکنیکی خلاصه کرد در تئاتر ارتباط مستقیم و همزمان با تماشاگر برقرار است، اما در سینما کارگردان و تدوینگر نگاه مخاطب را هدایت میکنند.تسلط بر کل فیلمنامه، وظیفه اصلی بازیگرچراغیپور تأکید کرد که بازیگر نباید تنها سکانسهای خود را بخواند، بلکه باید فیلمنامه را بارها مطالعه کرده و شخصیت را از دل کلیت داستان بشناسد.

او روش خود را تشریح کرد ابتدا کل داستان خوانده میشود، سپس ویژگیها، اتفاقات و تأثیر شخصیت در هر سکانس یادداشت میگردند تا پیوستگی ذهنی و رفتاری در فیلمبرداری غیرخطی حفظ شود.

عدم آگاهی از کل ماجرا باعث رفتار نادرست شخصیت در سکانسهای مرجعدار میشود.فیلم کوتاه، عرصه تجربهاندوزی حیاتیوی فیلم کوتاه را مهمترین بستر تجربه برای بازیگران جوان دانست و گفت بسیاری از نقشهای کلیدی مسیر حرفهای او نتیجه پیشنهاد کارگردانانی بوده که بازی او را در فیلمهای کوتاه دیده بودند.

فیلم کوتاه فرصت تجربه نقشهای ریسکدار را فراهم میکند که پروژههای بلند ممکن است از آنها پرهیز کنند.کشف امضای شخصی و تداوم تلاشچراغیپور کشف ویژگیهای فردی (لحن، رنگ، رفتار، بیان) را پایه هویت بازیگر نامید و افزاد توانایی بازیگری از تجربه، مطالعه، تماشای فیلم، گفتوگو و مشاهده زندگی میروید، نه تنها کلاسهای آموزشی.

ماندگاری در حرفه نیازمند تلاش، تمرین و پیگیری مستمر است؛ او خود بدون پشتوانه وارد شد و با تمرین بر صدا و بیان، ضعف را به قوت تبدیل کرد.انتخاب نقش بر اساس تأثیر در ساختاربازیگر نباید مسیر خود را با دیگران مقایسه کند؛ هرکس امضای منحصربهفردی دارد. انتخاب نقش باید بر اساس میزان تأثیر در پیشبرد قصه باشد، نه حجم دیالوگ یا تعداد سکانس.

تجربه او در فیلم من ترانه ۱۵ سال دارم نشان داد که حذف سکانسها در تدوین لزوماً نشانه ضعف بازیگر نیست، بلکه ضرورتهای ریتم و ساختار نهایی است. نقش کوتاه اما تعیینکننده، از نقش طولانی و غیرتأثیرگذار ارزشمندتر است.