لزوم اولویتسنجی واقعی در تخصیص ارز در برابر فشارهای لابیگری

محدودیت دسترسی به منابع ارزی در شرایط تکانههای بیرونی، آزمونی برای بلوغ و استقلال سیاستگذاری اقتصادی است. در مواجهه با انقباض ورودی ارز، فاصله تقاضا و عرضه عمیقتر شده و فشار بر متولیان پولی و تجاری افزایش یافته است.
مهمترین وظیفه حاکمیت اقتصادی، استقرار نظام اولویتبندی فنی، شفاف و بدون تناقض برای هدایت منابع کمیاب به سمت حفظ بقای اقتصاد، تأمین کالاهای راهبردی و صیانت از منافع عموم مردم است. اولویتسنجی علمی بر پایه معیارهایی چون جانشینپذیری در داخل، تأثیر در زنجیره ارزش، امنیت غذایی و بهداشتی، و هزینه فرصت عدم واردات استوار میشود.
تجربههای گذشته نشان داده که تقلیل اولویتسنجی به فهرستهای طولانی و نمادین، اعتبار فنی را از بین برده و باعث تعهداتی فراتر از توان عملیاتی، طولانی شدن زمان انتظار و بلوکه شدن سرمایه میشود. اولویتسنجی اصیل نیازمند شجاعت در حذف اقلام غیرضروری از دایره حمایتهای ارزی است.
فشارهای ذینفعان برای تصاحب منابع ارزی از طریق لابیگری، ایجاد هراس مصنوعی و مداخله در مقرراتگذاری، پدیدهای ساختاریافته است که تبعیض سیستماتیک میان بازیگران تجاری را تشدید میکند. تسلیم شدن در برابر این فشارها، قواعد تخصیص را متزلزل و قابلمذاکره نشان میدهد.
تابآوری نهادی تنها با معماری درست رویهها، حاکمیت دادهها و تغییر ساختار تصمیمگیری ممکن است. ایجاد رویههای الگوریتمی شفاف بر پایه پایگاههای داده متصل به شبکههای گمرکی، مالیاتی و انبارداری، و تقویت استقلال حرفهای مدیران ارزی پیششرطهای اساسی هستند. شفافسازی حداکثری دادههای تخصیص، فضای تاریک لابیگران را از بین میبرد و هزینه امتیازدهی نابجا را بالا میبرد.